سفارش تبلیغ
صبا

تمام آرزویم این است که خاک کوی تو باشم

 

 ●به بهانه ابوالفضلسه شنبه 86 فروردین 14 - ساعت 12:7 عصر

دلنوشته خادم الزهرا

دوباره نوشتم....اینبار بهانه برا نوشتن زیاد بود و مطالبی که آماده کرده بودم بیشتر...روز جمهوری اسلامی...روز هلوکاست ایرانی...شروع هفته وحدت وروز تولد پیامبر(ص)....ولی امروز که اومدم بنویسم دلم نیومد ازاینا بنویسم...اینروزا همه دارن در این موردا مینویسن...از طرفی ماجرای ابوالفضل باعث شد که موضوع نوشتمو عوض کنم....اینروزا برخلاف سالهای قبل دلم هوایی مدینه نیست ...دلم اینروزا مهمون حرم علمدار کربلاست...نمی دونم مطلب اولمو خوندید یانه؟ بهانه آشتی من با وبلاگم...اینروزا همون بهانه داره باعث میشه که دیگه ننویسم...روز اولی که نوشتم با هزارتا امید نوشتم...وای الان...با اینکه اصلا دوست ندارم از حریم خصوصیم بگم ولی الان مجبورم که بشکنم این حریم رو...از ابوالفضل بگم...ابوالفضل خواهرم....ابوالفضلی که با کلی نذر و نیاز یه هفته بعد از میلادآقا ابوالفضل پا به این دنیا گذاشت...با اومدنش شادی و شور رو به همه عطا کرد ولی این شادی فقط 5روز دوام داشت...والان 7ماهه که مهمون بیمارستانها شده...ازین شهر به اون شهر و ازین بیمارستان به اون بیمارستان...3ماه طول کشید تا بیماریشو شناسایی کنند...لیدز(ladse)...یه بیماری نقص ایمنی...یعنی اصلا سیستم ایمنی نداره بدنش...به گفته خودشون اولین مورد بود که تو ایران کشف میشد...و چاره ای نداره الا پیوند مغز استخوان...درد پیدا شد ولی درمان نه...

نمی دونم تا حالا چند روز از عمر کوتاهش تو بیمارستان بود وچند روز خونه ولی دیگه مادرش تحمل نداره...سخته برا مادر که ببینه بچش مثل شمع آب میشه...سخته برا مادر که ببینه تنها امیدش اسیر درده...سخته برا مادر که ببینه بدن کوچیک بچش سوراخ سوراخ میشه...سخته برا مادر که ببینه کل بدن بچش کبود شده..سخته برا مادر که گریه وضجه بچشو بشنوه ونتونه آرومش کنه...سخته برا مادر که ببینه بچش تو تب میسوزه ونتونه تاب بیاره...سخته برا مادر که دکترام ندونن بچش موندنیه یا...سخته برا مادر که هرشب شاهد شب بیداری وبیتابی بچش باشه که از درد به خودش میپیچه...سخته برا مادر...

دیدنش آسونه وگفتن آسونتر ولی طاقت می خواد ببینی بچه از درد جسمش گریه میکنه و مادر از درد روحش...طاقت می خواد ببینی بچه از درد تنش ضجه میزنه و مادر از درد پاره تنش...طاقت می خواد ببینی بچه از درد درون به خودش میپیچه و مادر از درد بیرون...طاقت می خواد ببیینی بچه با زبون گریه ازت کمک بخواد و مادر با زبون اشک استمداد بخواد...طاقت می خواد..........

نمی دونم چه مصلحتی پشت این ماجراست ولی اینروزا بهترین محک برا خواهرم بود...قطره ای از صبر زینب...دید و شکر کرد...اشک ریخت و شکر کرد...نالید وشکر کرد...ضجه زد و شکر کرد...ثابت کرد که میتونه صبور باشه و بود...ثابت کرد میشه تو مشکلات خندید و خندید...ثابت کردمیشه یه مصلحت خدا امیدوار بود وهست ...ثابت کرد میشه به لطف ائمه توسل کرد وکرد...ثابت کرد...

..دیگه از دست هیچکس کاری بر نمیاد الا دعا...الا توکل..الا توسل...   



  • کلمات کلیدی :
  •  ●لیست کل یادداشت های این وبلاگ
     

    دوشنبه 97 اردیبهشت 3

    برای تعیین شهر خود روی کادر کلیک نمایید.
    اعلام اوقات شرعی براساس ساعت
    رایانه‌ی شما می‌باشد.
     

    d خانه c

     RSS 
     Atom 

    d شناسنامه c

    d ایمیل c

    کل بازدیدها:127219
    بازدید امروز:12
    بازدید دیروز:7


    درباره خودم

    تمام آرزویم این است که خاک کوی تو باشم
    خادم الزهرا
    یه غریبه...یه بازمونده...یه مجنون دیار جنون...یه زائر حرم عشق...یه


    لوگوی وبلاگ


    کبوترای آشنا

    عاشق آسمونی
    مذهبی فرهنگی سیاسی عاطفی اکبریان
    شلمچه
    حمایت مردمی دکتر احمدی نژاد
    شکوفه نرگس
    انتظار
    مبادا روی لاله ها پا گذاریم
    .: شهر عشق :.
    کربلای جبهه ها یادش بخیر...
    منطقه آزاد
    دوستدار علمدار
    پاک دیده
    حرم دل
    شهدای دفاع مقدس
    PARANDEYE 3 PA
    لب گزه
    چفیه
    @@@ استشهادی @@@
    نگاه منتظر
    السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
    هرچه می خواهد دل تنگت بگو(مشاوره)
    پر شکسته
    قافله شهدا
    حب الحسین اجننی
    پیامبراعظم(صلی الله علیه و آله)
    تخیّلات خزان‌زده یک برگ بید
    امیدزهرا
    کشکول
    شمیم
    نافذ
    ولایت علیه السلام
    شهید سید محمد شریفی
    آقای آملی لاریجانی عدالت و عادل کجاست؟
    وکذلک نجزی المحسنین
    نقد مَلَس
    تخریبچی دوران
    عاشقان علی و فاطمه
    ازیک روحانی
    نسیمی از بهشت ...
    قدرت شیطان
    یاران
    راز و نیاز با خدا
    تا ریشه هست، جوانه باید زد...
    حسین جان (این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست)
    خلوت تنهایی
    داغ عشق
    و خدایی که در این نزدیکیست
    عشقی
    ایران اسلام
    دنیا به روایت یوسف
    یک قدم تا پشت خاکریز
    دختر و پسر
    خدای که به ما لبخند میزند
    سایه تنهایی


    وضعیت من در یاهو

    دسته بندی یادداشت ها


    اشتراک در خبرنامه

      با ارسال فرم فوق می‌توانید از به‌روز شدن وبلاگ با‌خبر شوید.